انواع ساندویچ سرد

انواهمه آن چیزی که می‌خواستید درباره ساندویچ یا غازی به فارسی یا دویماج به ترکی بدانید اما نمی‌دانستید باید آن را از چه کسی بپرسید. بر خوانندگان معزز مکرم پوشیده نیست که نگارنده در فن آشپزی- با کمی اغماض- در زمره بنیادگرایان آشتی ناپذیر و سنت خواه دسته بندی می شوم.  ساندویچ را یا همان دویماج یا بلله یا لقمه «غازی» (یا قاضی؛ که همه صحیح است) می گویم. و  راستی معادل پارسی جدید آن یعنی «بزم آورد» بسی خوش آهنگ‌تر و اشتهابرانگیزتر از ساندویچ است. به عقیده من، حتی پیشینه نام بزم آورد و لقمه قاضی هم آبرومندتر از ساندویچ است.   بزم آورد که معرب آن همان «رُماوَرد» است، لقمه پیچیده در نانی بوده که به وقت حوادث سخت- مانند جنگ- خوالگیر (بر وزن بازیگر و به معنی آشپز)، به جای گستردن خوانی شاهانه، آن را تهیه می کرده و به دست پادشاه می داده است تا زمان از دست نرود. خود لغت بزم آورد هم نشان می دهد که این لقمه در بزم و رزم هر دو کاربرد داشته است (جاحظ، اخلاق الملوک/ دریابندری، کتاب مستطاب). لقمه القاضی/ الغازی که در زبان فارسی به قاضی/ غازی تقلیل پیدا کرد، احتمالا داستانی به این شرح دارد: «برای قضای شهر که باید تمام روز را صرف رسیدیگ به دعاوی مردم می کرده و فرصت سر سفره نشستن را نداشته است، هنگام ناهار از اندرون خانه اش غذایش را به صورتی می‌آورده اند که او بتواند در دست گیرد و در ضمن کار بخورد. و گرچه دیگران هم به هنگام ضرورت از این کار تقلید می کرده اند،نام این شکل غذا به نام قاضی به ثبت رسیده است.» لقمه غازی هم به اعتقاد برخی صحیح است چون غازی به معنای سرباز و جنگجو است و سربازان به وقت نبرد چنین لقمه هایی برای رفع گرسنگی با خود بر می داشته اند. (دریاب